|
|
|
|
|
سلام بعد از روزها و هفته ها برگشتم یعنی اجازه ی برگشتن بهم دادن ماه رمضونی انگار الیاس سراغ ما هم اومده بود(نمی دونم باید بخندم یا گریه کنم)!!! اما هر چی که بود تو این چند وقت لیاقت اومدن به اینجارو نداشتم نمی دونم چطوری بگم ...هر کاری می کردم که بیام و یه پست بذارم تا لااقل بگم که من هنوز زنده ام نمی شد حالا فهمیدم هر کاری آدمشو می خواد!!! فکر نکنید الکی اومدی نشستید پای سیستمتون ، یه پستی میذارید توی وبلاگ و یه هفته می رید دنبال کارتون نه ... نه خدا... نه به علی... باور کنید این چیزایی که توب وبتون یا حتی توی نظراتتون می نویسید حرفای خودتون نیست این شما نیستید که تصمیم گرفتید این حرفارو به زبون بیارید این حرفا با برنامه ریزی قبلی به زبونتون جاری می شن بابا... به خدای محمد(ص) شما برگزیده شدید!!! فکر نکنید دارم این غیبت طولانی مدتم رو توجیح می کنم فقط اومدم بگم که یه خطایی ازمون سر زد آقا هم با این کار تنبیهمون کرد حالا که برگشتم واسم دعا کنید...دعا کنید که لایق موندن باشم. التماس دعا دست آقا به همراهتون اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 22:0 دل نوشته های يکی مثل خودت
|
|
||