تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید شاید...
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی×××باز کن در به جز این خانه مرا نیست پناهی

یا شفیعی یا محمد(ص):

خورشید ذره ذره در عطش چشمهایت رسوب می کند.

 

 

 

باز هم مدینه بر خاک سیاه اندوه نشسته و سکوتی ژرف ،همه جا را فرا گرفته است.دوباره گرد و غبار بر دیوارهای گلین خانه ها نشسته است. باد غربت در کوچه باغ های خزان زده شهر ،خود را به در و دیوار می زند و اندوهگین ازمصیبت روح جاودانی صبر امام مجتبی (ع) است .حسن (ع) ،این سید جوانان اهل بهشت، این اسوه خلق نیکوی محمدی،این اسطوره صبر و بندگی، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ایستاده و با جگری تفتیده از نامهربانی دشمن خانگی اش ،عزم پر کشیدن تا بیکران عرش خدا را دارد.

 

خورشید ،در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان ، آغوش گشوده هشتمین اخترند. کبوتران بال می زنند در آسمانی را که چشم هایمان سال هاست به آن دوخته شده،صدای بال کبوتران در صدای سنج عزاداران می پیچد و خواب مسموم انگور های پیچیده بر خوشه های حادثه آشفته می شود.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

 

یا ضامن آهو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:58 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

 

 

 

يا ذبيح الله تو اسماعيل گزيده ی خدايی و رويای به حقيقت پيوسته ی ابراهيم و کربلا ميعاد توست و محرم ميقات عشق و تونخستين کسی هستی که ايام حج را به چهل روز کشاندی.....

فَاَتمَمنا ها بِعَشراً

 

 

 

 

آقا...

 

آقا...

 

شما که هیچ وقت این دستارو خالی بر نمیگردونی؟؟؟ 

 

 

 

آقااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

مارو دریاب

 

امشب رو گذاشتن که تا می تونیم واسه خودمون جمع کنیم.

 

پس مارو یادتون نره .حتما دعا کنید

 

دست آقا به همراهتون

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 0:13 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

امان!

(تابع تکلیف اول)

تکلیف دیگر طلب مغفرت به امام زمان (ع) از خداوند متعال و دعا در این زمینه است.همان گونه که گفته شد ، از مهم ترین و واجب ترین تکالیف مومنان ، پس از معرفت به خدا و رسول او(ص)،معرفت و شناخت ولی امر ، امام زمان (ع)است.ولی از آنجا که حصول این معرفت به دست خداوند متعال است و از عهده ی انسان خارج است و این امر تنها با سعی و خواست انسان به دست نمی آید،بلکه آن نوری است که خداوند متعال در قلب هر کس که بخواهد ، قرار می دهد باید حصول آن را از خداوند متعال طلب کنند و با دعا آن را از خداوند متعال بخواهند.

راوی می گوید: به امام صادق عرضه داشتم:

))معرفت ساخته ی کیست؟آن حضرت فرمودند:از ساخته های خداوند است و بندگان در این ساخته سهمی ندارند.))

در این زمینه و برای حصول معرفت به آن حضرت، خواندن این دعا بسیار مناسب است :

 

((اَللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَکَ،فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَّکَ،آَللّهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتُکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفنی حُجَّتَکَ، ظَلَلتُ عَن دینی.))

 

((بارخدایا !خود را به من بشناسان،همانا اگر خود را به من نشناسانی،پیامبرت را نخواهم شناخت. بار خدایا! رسول و فرستاده ی خود را به من بشناسان ،همانا اگر رسول خود را به من نشناسانی،حجّت تو را نخواهم شناخت. بار خدایا !حجّت خود را بر من بشناسان، همانا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد.))

برگرفته ازکتاب راه وصال(سیدمحمد رضاحسینی مطلق)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 15:43 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

 

یعنی بهت می رسم آقا؟؟؟؟؟؟؟

 

به نام خدا

دیریست که منتظر است ، آه چه قدر انتظار سخت است.آن روز که در بزم الست از او پیمان گرفتند که یار مظلومان  و خصم ستم گران باشد در پوست خود نمی گنجید.

آن روز که شاهد تولد یارانش بود خویش را خوش بخت ترین انسانها  می دانست، زیرا که به او وعده هایی داده شده بود اما….چه صحنه هایی را شاهد خواهد بود؟؟؟؟؟

آه باز هم انتظار به عقب افتاد!

آنچه بیش از همه ، غم را بر دلش مستولی می کرد شهادت مادرش زهرا بود. زهرایی که بعد از وفات پدرش به جای تسلی توسط دست های گرم، گرمی تازیانه را در دلجویی غم از دست رفتن پدر بر گرده و صورت خوداحساس می کرد.

همه منتظر اویند و او منتظر روزی که مادرش برخیزد و داد این جنایت را از آن امت ناسپاس بخواهد و این نخواهد بود مگر زمان ظهور.

آه که چقدر منتظر لحظه ی موعود است!

وقتی او شاهد شهادت حسین(ع) و یارانش در کربلای لبیک بود غمی سنگین که قدرت حرکت را از آدمی می گرفت بر دل خویش هموار می کرد. اما زمان یاری حسین هنوز فرا نرسیده بود . او باید شاهد کربلا های دیگری باشد.کربلاهایی که از آنها گل های یاری اش 313 تن موعود، یکی پس از دیگری می روید.

این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است

                                 کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

با نزدیک شدن تولدش از این که مجلس الست را ترک می کرد نا خشنود بود اما شادی ظهور و یاری مظلومان نا خشنودی اش را کم می کرد به خصوص که بزم الستی را در آینده و به وسعت زمین به پا خواهد کرد.

بزمی که در آن ملائکه به دست افشانی می آیند و عطر وحدت را بر آدمیان می افشانند.

بزمی که در آن حسین به خون خواهی خویش ، عیسی به نماز،علی به حکومت و زهرا به شفاعت بر خواهد خاست.

او رهبر است و رهبر حجت و ناصری می خواهد که از فراق به خود بپیچد و ناله بر آورد که:

ای یوسف زهرا وقت است که باز آیی!

ای عصاره ی درد ها و رنج های حاصل از فرقت بیا و ما را از شراب وصلت لبریز کن.

ای سبب اتصال زمین و آسمان بیا ودل های ما را به خود و خدا متصل کن.

ای در پس پرده ، پرده های حجاب قلبمان روز به روز ضخیم تر می شود . بیا و با دم مسیحائیت پرده های زنگار گرفته از هوا وهوس دلهامان را جلا و صیقل بخش.

بیا تا در شادی ظهورت رستاخیزی دیگر بر پا کنیم.

کودکانی که از مادرانشان شیر انتظار نوشیده اند در فراقت می گریند!

و جوانان در حسرت دیدار تو پیر شدند.

ای باقی خدا، بشریت را، تشنگی لب به جان رسانده، بیا و بار دیگر ما راسیراب کن!

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 1:21 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

 
\

*
*
*
*
*
*
*